|
پس از مرگم بيا زيبا نگارم بيا با جمع دوستان بر مزارم سرت خم کن ببوس سنگ مزارم که من در زيره خاک چشم |
دلم گرفته است...ميخاهم بگريم اما اشك به ميهماني چشمانم نمي آيد
,تنم خسته و روحم رنجور گشته و ميخواهم از اين همه ناراحتي بگريزم اما پا هايم مرا ياري نميكنند .
مانند پرنده ايي در قفس زنداني گشته ام . از اين همه تكرار خسته شده ام , چقدر دلم ميخواهد طعم واقعي زندگي را بچشم , چقدر دلم ميخواهد مثل قديم عاشق هم بوديم , چقدر دلم ميخواهد مثل قديم كلمه ي دوستت دارم را هر روز از زبانت بشنوم , ولي افسوس آن كلمه كه مرا به زندگي اميدوار مي كرد هال به فرا موشي سپرده شد و جايش را تحقير گرفت .

آن شب که تو رفتي برف مي باريد
ستاره خاموش بود و دفترشعرم تاريک
قلم از درد نگاهم لرزيد
برگ کاهي دفتر
اشک سردم را به آغوش کشيد
دلم فرياد مي خواهد
غم ورق ورق قافيه مي سازد
کوله بار احساسم
بر دوش غزل لانه مي سازد
بيچاره دلم
در انتظار آمدن ستاره ترانه مي سازد
شعرم خاکستر روياست
روياي ستاره که در آسمان بيگانه مي تازد
آسمان من تنهاست
و ديگر باران
بر سقف کپک زده تنهايي ام
آرام دانه نمي سازد.
يادم آيد روزي که به سردي امروز نبود
تو زمن خواستي:
عشق آواز کن
محبت ساز کن
زندگي بسراي
نقش عاشقي آغاز کن
و من
خواندم هجاي عاشقي در گام محبت
نقش زدم رنگ محبت در بوم زندگي
سرودم شور زندگي در فصل فصل خزان
تنهايم در ابتداي آغازي که انتهايي برآن نبود
تارهاي سازم
در خستگي هجرانت ازهم گسست
آبي تابلوي رازم
برجنون خاکستري احساس، چشم بست
قافيه شعر نيازم
در ويرانه روح ترک خورده، به انزوا نشست
صبوري! به فرياد دلم رس
آتش حسرت بر نابودي وجودم دل بست

ليلی گفت :امانتی ات زيادی داغ است. زيادی تند است
خاکستر ليلی هم دارد می سوزد، امانتی ات را پس می گيری؟
خدا گفت: خاکسترت را دوست دارم، خاکسترت را پس می گيرم
ليلی گفت : کاش مادر می شدم، مجنون بچه اش را بغل کند
خدا گفت:مادری بهانه ی عشق است، بهانه ی سوختن؛ تو بهانه ی عاشقی ، تو بی بهانه می سوزی
ليلی گفت: دلم زندگی می خواهد، ساده، بی تاب ، بی تب
……خدا گفت: اما من تب و تابم، بی من می ميری
ليلی گفت: پايان قصه ام زيادی غم انگيز است، مرگ من، مرگ مجنون، پايان قصه ام را عوض
می کنی؟
خدا گفت: پايان غصه ات اشک است. اشک درياست؛ دريا تشنگی است و من تشنگی ام، تشنگی و آب. پايانی از اين قشنگ تر بلدی؟
ليلی گريه کرد. ليلی تشنه تر شد
خدا خنديد

پشتش سنگین بود و جاده های دنیا طولانی، می دانست که همیشه جز اندکی از بسیار را نخواهد
رفت. آهسته آهسته می خزید. دشوار و کند... و دورها همیشه دور بود.
سنگ پشت، تقدیرش را دوست نمی داشت و آن را چون اجباری بر دوش می کشید. پرنده ای در
آسمان پر زد، سبک؛ و سنگ پشت رو به خدا کرد و گفت : این عدل نیست، این عدل نیست. کاش
پشتم را این همه سنگین نمی کردی، من هیچگاه نمی رسم، هیچگاه... و در لاک سنگی خود خزید
به نیت نا امیدی.
خدا سنگ پشت را از روی زمین بلند کرد. زمین را نشانش داد. کره ای کوچک بود. و گفت : نگاه کن،
ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس نمی رسد. چون رسیدنی در کار نیست،فقط رفتن است. حتی اگر اندکی.
و هر بار که می روی رسیده ای و باور کن انچه بر دوش توست تنها لاکی سنگی نیست، تو پاره ای از
هستی را بر دوش می کشی. پاره ای از مرا.
خدا سنگ پشت را بر زمین گذاشت. دیگر نه بارش چندان سنگین بود و نه راه ها چندان دور؛ سنگ
پشت به راه افتاد و گفت : رفتن؛ حتی اگر اندکی. و پاره ای از «او» را بر دوش کشید.
با سلام به همه شما عزیزان.
امسال عید پاک مصادف شده با عید نوروز البته ۴ عید نوروز.
مراسم آیینی «عید پاک» در کلیسای کاتولیک همراه است با روشن کردن شمع، غسل تعمید و دعا. عید پاک اما بین مردم عادی با خرگوش و تخممرغهای رنگی استقبال میشود. در قرون وسطی خرگوش نماد معراج مسیح بود. در روز عید پاک مردم اجازه داشتند روزه خود را با تخم مرغ (که در ایام روزه خوردن آن مجاز نبود) باز کنند. روایاتی هم هست که در این روز میبایستی مردم خراج و مالیاتی به صورت خرگوش و تخم مرغ به اربابان میپرداختند. به این ترتیب خرگوش نماد این روز شد به گونهای که بستگان و دوستان به همدیگر تخممرغهای پخته شده هدیه میدادند. بعدها روی آنها را رنگ آمیزی میکردند یا با نوشتههای خود که شامل آرزوها و تبریکهایشان بود آنها را تزئین میکردند. تا این که امروزه در ایام عید پاک هدیه دادن خرگوش و تخم مرغ شکلاتی (البته معمولا به بچهها) به صورت عرف و سنت درآمده است.
این عید زیبا رو به همه هموطنان مسیحی تبریک می گم.
راستی یه چیزی یادم رفت بگم اگه شب عید پاک از ته قلب از خدای بزرگ درخواستی داشته باشیم حتما به خواستمون می رسیم.اینو با اطمینان کامل میگم.
خدا جونم دوست دارم .![]()
![]()
از ته قلبم تو این شبه زیبا برای همه شما دوستانم دعا میکنم.پریسا جان مطمین باش برای درخواست شما هم دعا می کنم.![]()
![]()

اینارو از یه سایت گرفتم.
امدوارم شما هم خوشتون بیاد.
*)
۱)آنهای كه باتو خندیده اندممكن است تورا فراموش كنند
ولی آنهای كه باتو گریه كرده اند هركز تورا از یاد نخواهند برد![]()
۲)بچه ها در ابتدا عاشق والدین خود هستند ، بزرگتر که می شوند آنان را به محاکمه می کشند و هنگامی که خود صاحب فرزند شدند والدین خود را می بخشند .![]()
۳)چنان قوی باش که هیچ عاملی ، آرامش فکر تو را بر هم نزند .
درباره سلامت، شادمانی و خوشبختی سخن بگو.
محاسن و مزایای دوستانت را به آنان گوشزد کن .
در هر چیز ، جنبه روشن آن را ببین .
همیشه درباره بهترین پیش آمدها فکر کن.
از موفقیت دیگران همان قدر خوشحال باش که از موفقیت خودت خوشنود می شودی.
به اشتباهات گذشته فکر مکن ، اما از آن ها درس بگیر.
شاد و بشاش باش و به دیگران لبخند بزن .
آن قدر بزرگ باش که نگران نشوی ، آن قدر نجیب و موقر باش که خشمگین نشوی و آن قدر شاد باش که اجازه ندهی مشکلی بروز کند ![]()
۴)هرگز لبخند را ترك نكن، حتی وقتی ناراحتی چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.![]()
۵)شاید خدا خواسته است كه ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شكر گزار باشی. ![]()
۶)همیشه افرادی هستند كه تو را میآزارند، با این حال همواره به دیگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسی كه تو را آزرده، دوباره اعتماد نكنی. ![]()
۷)مشكلات غرور ما را میشكند و سنگدلی ما را برطرف میكند.
مشكلات ما را به یاد دردمندان میاندازد.
مشكلات ما را به فكر دفاع و ابتكار می اندازد.
مشكلات ارزش نعمت های گذشته را به ما یادآوری میكند.
مشكلات توجه ما را به خدا بیشتر میكند.
مشكلات كفاره گناهان است.
مشكلات سبب دریافت پاداش های اخروی است.
مشكلات هشدار و زنگ بیدار باش قیامت است.
مشكلات سبب شناسایی دوستان واقعی است.
مشكلات سبب شناسایی صبر خویش است![]()
۸)زندگی زیباست/نه به زیبایی حقیقت
حقیقت تلخ است/نه به تلخی جدایی
جدایی تلخ است/نه به سختی تنهایی![]()
۹)پسركی از مادرش پرسید : مادر چرا گریه می كنی؟
مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت : نمی دانم عزیزم ، نمی دانم !!!
پسرك نزد پدرش رفت و گفت : بابا ، چرا مامان همیشه گریه می كند؟ او چه می خواهد؟
پدرش تنها دلیلی كه به ذهنش می رسید ، این بود : همه ی زنها گریه می كنند ، بی هیچ دلیلی!!!
پسرك متعجب شد ولی هنوز از اینكه زنها خیلی راحت به گریه می افتند، متعجب بود.
یكبار در خواب دید كه دارد با خدا صحبت می كند ، از خدا پرسید: خدایا چرا زنها این همه گریه می كنند؟
خدا جواب داد : من زن را به شكل ویژه ای آفریده ام . به شانه های او قدرتی داده ام تا بتواند سنگینی زمین را تحمل كند ، به بدنش قدرتی داده ام تا بتواند درد زایمان را تحمل كند ، به دستانش قدرتی داده ام كه حتی اگر تمام كسانش دست از كار بكشند ، او به كار ادامه دهد .
به او احساسی داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد ، حتی اگر او را هزاران بار اذیت كنند، به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد ، از خطاهای او بگذرد و همواره در كنار او باشد و به او اشكی داده ام تا هرهنگام كه خواست ، فرو بریزد . این اشك را منحصرا برای او خلق كرده ام تا هرگاه نیاز داشت ، بتواند از آن استفاده كند.
زیبایی یك زن در لباسش ، مو ها ، یا اندامش نیست . زیبایی زن را باید در چشمانش جست و جو كرد ، زیرا تنها راه ورود به قلبش آنجاست ![]()
۱۰)از من پرسید منو بیشتر دوست داری یا زندگیتو؟ گفتم زندگیمو! قهر کرد و رفت. اما نمی دونست که تمام زندگی من اون بود!!!!!!!!![]()
۱۱)عشق مثله جنگ می مونه به سادگی میشه آغازش کرد ولی به سختی می شه تمومش کرد![]()
۱۲)زندگی بین زن و مرد مثل صحنه شطرنج است با این تفاوت که مرد ابتدا کیش و سپس مات می کند ولی زن ابتدا ماتت می کند و سپس کیشت می کند.![]()
۱۳)همیشه غمگین ترین و رنج آورترین لحظات زندگی انسان توسط همان كسی ساخته می شود كه شیرین ترین و به یاد ماندنی ترین لحظات را برای انسان ساخته است.![]()
۱۴)هیچ کس حق ندارد از بالا به کسی نگاه کند مگر اینکه بخواهد دست زمین خورده ای را بگیرد و بلندش کند. آن وقت می تواند از بالا به او نگاه کند (هیچ کس از دیگری برتر نیست)![]()
سلام.امیدوارم همه شما عزیزان خوب و خوش باشین.
و این سال جدید رو با شادی و برکت آغاز کنین.
برای تک تک شما دوستان خوبم آرزوی بهترین سال زیباترین ماهها پر بارترین هفته ها شیرین ترین روزها عاشقترین ساعتها خوش ترین دقیقه ها سلامت ترین ثانیه ها را می کنم.
از خدا برای همه شما دوستانم خواستار توفیق روز افزون هستم.
به امیده ایرانی پیروز ایرانی آباد و ایرانی آزاد.
سال نو مبارک![]()