تبليغاتX
چشم انتظار

پس از مرگم بيا زيبا نگارم بيا با جمع دوستان بر مزارم سرت خم کن ببوس سنگ مزارم که من در زيره خاک چشم

خدای عزیزم سلام.امشب هم یکی از شبهای دلتنگی منه.نمی دونم این روزا چمه.با هیچ کس نمی تونم رابطه دوستی خوبی داشته باشم.انگار همه دشمن من هستن.مدت هاست که با تو خدای بزرگم درد و دل نکردم.

ولی میدونم از درده درونم با خبری.خدای عزیزم آخه این چه امتحانیه؟اون همه امتحان بس نبود؟

۲سال زجر بس نبود! که حالا سخت ترین امتحان رو جلوی پای من قرار دادی؟

بهم کمک میکنی؟هر معلمی توی امتحاناش به شاگرداش تقلب میرسونه.پدره بزرگم تو هم به من تقلب می رسونی؟تنهام نزار.با من باش.مثل همیشه.مثل همه لحظه های عمرم.

این شیطونی که توی زندگی من رخنه کرده چی می خواد از من؟من تقاص کدوم گناه رو دارم پس میدم؟

خدای عزیزم نزار این شیطون منو شکست بده.من که با نام تو از اون امتحان وحشت ناک سربلند بیرون اومدم.پس حالا تو این امتحان بزرگ هم کمکم کن و شکستش بده.

پروردگار عالمم چرا اون کسی که سالهاست تو قلبم لونه کرده جلوی پای من قرار نمی دی؟

شاید من لایق دوست داشتن اون نیستم.شاید اون برای من زیادی.پدره مهربونم تو که خودت میدونی اون اگر بیاد تو زندگی من تمام عشقم رو نثارش میکنم.پس چرا باید این همه اذیت بشم؟

من راضیم به رضای تو.ولی خدای عزیزم از این افسردگی که روز به روز داره منو نابود میکنه کمکم کن.می دونم گناهکارم.تو که بزرگی و بخشنده.منو ببخش.من شرمندتم.منو خالصانه ببخش.

پدره مهربونم هیچ دردی پیشه تو بدون درمان نیست.نکنه این درده من بی درمونه؟

کی از این افسردگی / تنهایی/ دلتنگی خلاص میشم؟

خدای عزیزم یکم از اون بالا به این قلب منم نگاه کن.تا حالا که نگاه کردی و من با تمام وجودم سپاسگذارتم.به این هم نگاه کن.منو بهش برسون.یا کاری کن ازش زده بشم.........

خدای گلم آخه دوسش دارم و دلتنگشم.ازت عاجزانه می خوام خدای گلم به من کمک کن و تنهام نزار.

اگر لیاقتش رو دارم بهم بدش  تا هر کس و ناکسی بهم نرسه و بشه شیطون زندگی من.خطای بزرگ زندگیم.

پدره آسمانی من/ من بجز تو با کی می تونم این حرفهارو بزنم.همه اونایی که دوروبرم هستن دروغگو/ ریاکار/ نادان/ پست فطرت هستن.

تو تنها امیده زندگی منی خدای بزرگم.یکباره دیگه هم منرو ببخش و از این امتحان منو سر بلند کن.

تو قوی هستی و پدر عالم پس به دادم برس و کمکم کن.............

+ تاريخ جمعه 1387/04/07ساعت 15:54 نويسنده الفبای عشق |

باید فراموشت کنم

چندیست تمرین می کنم

من می توانم ! می شود !

آرام تلقین می کنم

حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....

تا بعد، بهتر می شود ....

فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای

و بر نمی گردی همین !

خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم

کم کم ز یادم می روی

این روزگار و رسم اوست !

این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم

+ تاريخ چهارشنبه 1387/04/05ساعت 12:36 نويسنده الفبای عشق |

روز مادر رو به تمام مادرای عزیز تبریک میگم.امیدوارم همیشه سایه خدای بزرگ بالا سره مادرهای عزیز باشه تا زنده باشن و سایشون بالا سره ما بچه ها.

                             مادرهای عزیز روزتان مبارک

به ياد مي آورم لحظه هاي فراز را كه صداي او اعتبارم مي بخشيد و لحظه هاي نشيب را كه اعتمادم به ياد مي آورم افراي افراشته اي را به ياد مي آورم مادرم را ...

+ تاريخ سه شنبه 1387/04/04ساعت 12:41 نويسنده الفبای عشق |

امروز تولد  برادرم بود.یک سال دیگر هم بزرگتر شد.چقدر روزها و شبها زود می گذرن.می خواست جشن تولد بگیره ولی وقتی نشستیم که ببینیم مهمونا چند نفر میشن دیدیم که به زور به ۲۰ نفر می رسن.

خیلی دلگیر بود.یادم میاد ۶سال پیش وقتی تولد میگرفتیم نزدیک به ۴۰ نفر مهمون داشتیم ولی حالا اونا کجان؟

بعضی هاشون دیگه بین ما نیستن.بعضی ها از ایران رفتن.بعضی ها ازدواج کردن و سرگرم زندگی خودشون هستن.بعضی ها سره هیچی سالهاست که ازشون خبر نداریم.بعضی ها هم اینجا هستن ولی یادی از ما نمی کنن.

برای همین تصمیم گرفتیم شب خودمون از خونه بزنیم بیرون.شام رفتیم دربند.شب زیبا و دلنشینی بود.و خدا رو به خاطره تمام نعمتهایی که به ما داده شکر گزارم.

خلاصه امیدوارم که سالهای سال زنده باشه.وسایه پدر و مادرم بالا سرش و تنها آرزویی که براش دارم خوشبختی.

تولد تمام دوستای گلم هم که تیر ماه به دنیا اومدن را تبریک میگم به خصوص آنهایی که ۲ تیر پا به این دنیای زشت و زیبا گزاشتن.

                                             برادره گلم تولدت مبارک.

+ تاريخ یکشنبه 1387/04/02ساعت 1:38 نويسنده الفبای عشق |

اگر اشک ها نمی بود داغ سینه ها

  سرزمین وداع را می سوزاند

 کسی را که خیلی دوست داری همیشه زود از دستش میدهی

 پیش از آن که خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد

 هنوز بعضی از حرف هایت را به او نگفته بودی

 هنوز همه لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی

 همیشه این گونه بوده است کسی را که از دیدنش سیر نشده ای

 زود از دنیای تو می رود .

  امشب تمام گذشته ام را ورق زدم :

 پر از لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری ، دلتنگی

 افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن .... چیزی نیافتم .

 دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم

 کاش می شد سرنوشت را با آن روزهای شیرین عجین کرد

 نفرین به بودن وقتی با درد همراه است .

 من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن و به یاد تو زیستن

 و تنها از خاطرات گذشته تعذیه کردن می ترسم .

 زندگی ام در اوج جوانی بین شب و روزهایی است که باید بهترین

 سال های زندگی ام باشد ، چنان به هم گره خورده است

 که منجر به نابودی همه جانبه ام می شود .

 ای کاش می تونستم از دستت فرار کنم

 به چه زبانی بهت بگم ازت بدم میاد تو رو خدا دیگه دنبالم نیا

 دلم هوس لحظه معراج روح را کرده است

 دست تو ، سایه تو همیشه بر سر آدم ها قدرت نمایی می کند

 تا آدم ها خلق میشن تو موجود نفرت انگیز هم به دنیا میای

 دلم می خواهد تمام بغض هایم را جمع کنم

 و با تمام وجود و تمام اشک هایم بگویم

+ تاريخ یکشنبه 1387/04/02ساعت 0:22 نويسنده الفبای عشق |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس