|
پس از مرگم بيا زيبا نگارم بيا با جمع دوستان بر مزارم سرت خم کن ببوس سنگ مزارم که من در زيره خاک چشم |
دل کیارو به دست آوردی دل کیارو شکستی؟به کی تنه زدی با کی خوب بودی و هزاران چیزای دیگه.تا حالا شده بگی امسال سعی میکنم اخلاقم رو عوض کنم؟با اونایی که بد بودم خوب بشم.به اونایی که بد کردم ازشون معذرت خواهی کنم؟دلشون رو به دست بیارم.
سال پیش این موقع در همین روز و تاریخ و ساعت زده بودیم به دله کوه.رفته بودیم اوشون فشم.روزه خوب و به یاد موندنی بود.فکرش رو نمی کردم که ممکنه این روز خوب تبدیل بشه به نفرت و جدایی.
سرت رو روی پاهام گذاشته بودی توی چشمام زول زدی دستم رو گرفتی گفتی تا آخرش با من میمونی؟
گفتم مطمئن باش تا جایی که بخوای باهاتم.ولی اون موقع فکر این نبودم که پس خودم چی؟خودم تا کی میخوام باهات باشم.
دلم میخواست با تمام بدی هایی که بهم کردی بازم اس ام اس بزنم تولدت رو تبریک بگم ولی نتونستم.چون دیگه تویی واسه من وجود نداری.تموم شدی.همه روزها و شبای خوشمون زیره مشتها خاک خاطره دفن شده.صدات برام آرامش بود.در طول روز منتظر می موندم تا بهم زنگ بزنی صدای گرم و دلنشینت رو بشنوم.ولی حالا صدات برام عذاب آور شده.دستای گرمت که روزی برام بهترین بود حالا بی ارزشترین چیز شده.شونه های استوارت برام مثل کوه بود ولی حالا چی؟از تک تک این چیزات متنفرم.
بد کردی باهام.خیلی بد.نمی دونم جشن تولدت رو چطوری میگذرونی؟با کی هستی؟کجا هستی؟هدیه هایی که میگیری چیا هستن؟برام هیچ کدوم مهم نیست.
منم هدیه ای ندارم که بهت بدم.هرچی دادم پیش خودت موندن.ولی با ارزشترین هدیه ای رو که روزه تولدت بهت هدیه دادم رو زدی با پررویی تمام شکستی و من حالا درست روزه تولدت از خدا میخوام همیشه بهترین ها رو بهت بده.همیشه خوشبخت بشی.به تک تک آرزوهات برسی.همیشه سلامت باشی.موفق باشی.به بلندترین نقطه زندگیت برسی.
تمام اینا هدیه تولدته که من از خدا برات میخوام.یه چیزه دیگه میخوام اونم اینه که تمام اون حرفای تلخی رو که بهم زدی ولی من هیچی به روت نیاوردم تمام اینارو یک نفر تو زندگیت به خودت بزنه.تک تک حرفارو دلم میخواد جوری بشه که به خودت برگردن و به خداوندی خدا ایمان دارم که اینطور هم میشه.مطمئنم.
دیگه هیچی ندارم بگم.
فقط میگم :*ت و ل د ت *م ب ا ر ک.*


















