تبليغاتX
چشم انتظار

پس از مرگم بيا زيبا نگارم بيا با جمع دوستان بر مزارم سرت خم کن ببوس سنگ مزارم که من در زيره خاک چشم

او هم رفت.....

روحش شاد یادش گرامی.

یه روز به دنیا آمد روزی هم از دنیا رفت.

همه همین هستن.چه گدا چه شاه.همه به خاک بر می گردن.

چه خوبه وقتی آدم از دنیا میره ازش خاطره ها و یادهای خوشی باقی بمونه.

فقط می تونم بگم خیلی متاسفم.

یکی از بهترین مرد سینمای ایران از میان ما رفت.

ولی همیشه یاد و خاطرش زنده و سبز باقی میمونه.

 

+ تاريخ شنبه 1387/04/29ساعت 2:4 نويسنده الفبای عشق |

خدای عزیزم گناه من چی بود؟گناه من این بود که یکی رو دوست داشتم!من پاک بودم.خیلی پاک.ولی حالا آلوده گناهم.

نمی دونم این چه سرنوشتی بود که من دچارش شدم.چه کرده بودم؟چرا به خاطره هیچی باید گناهکار میشدم.

چرا نزاشتی با کسی باشم که با تمام وجودم دوستش داشتم.چرا نباید عشقم رو نثارش می کردم.

من که خالصانه دوستش داشتم.میخواستم زندگیم رو فداش کنم.ولی اون حتی روحشم خبر نداشت.

چرا نزاشتی با خبر بشه.آخه خدای عزیزم منم مثل همه تا یه حدی تحمل دارم.آخه چقدر تا کی؟

خسته شدم از این زندگی.ناشکری نیست گلایست.چرا وقتی یکی رو دوست دارم یکی دیگرو جلوی روم میزاری.من نتونستم از این امتحان بزرگ سر بلند بیرون بیام.و شرمنده تو هستم.

نمی دونم از این به بعد چی میشه.ولی هر چی باشه از این بدتر نیست.دیگه نمی خوام کسی رو دوست داشته باشم.

میخوام خودم برای خودم باشم.میخوام آدم بدی بشم.چون زندگی منو اینجور بار آورد.

ای کاش یکم با من راه میومدی.یکم به درد و دلام گوش میدادی.

تا اینطور آدم کثیفی نشم.

دیگه برای من دنیا به آخر رسیده.من ۲ سال و ۴ ماه که عوض شدم.برای همه خوبم ولی برای خودم یک آدم محترک که فقط حرف میزنه راه میره غذا میخوره ولی هیچی نیست.

هرکی هر طور خواست با قلب من بازی کرد.دلم رو شکست.زیره تمام وعده هایی که داده بود زد.نابودم کرد.هیچ کس برام مهم نیست.جزء خدا.فقط خدا.

خدای عزیزم منو ببخش.من ناخواسته وارده این بازی شدم.مجبور بودم چون احتیاج به محبت داشتم.

و حالا کسی نیست تا به طرف محبت اون کشیده بشم و از این باتلاق بیرون بیام.من گناه کارم.گناه کاری که حتی نمی تونه دره خونت رو باز کنه و بیاد تو ازت طلب بخشش کنه.

منو ببخش خدای خوبم.نمی خواستم اینطور بشه.من باختم.من لیاقت این امتحان سخت رو نداشتم.

وسوسه ها نزاشتن راحت باشم.راحت زندگی کنم.به کسی که دوستش داشتم فکر کنم.و حالا من هیچی نیستم.

خدای خوبم با اطرافیانم کاری نداشته باش.بزار اونا راحت زندگی کنن.من گناه کارم هر چی هست با من کار داشته باش.

 خودم  و وجودم تاوان یک اشتباه هستیم.پس نزار تاوان اشتباهات منو اطرافیانم پس بدن.ازت عاجزانه میخوام.

دیگه هیچی ازت نمیخوام نه اونی رو که دوستش داشتم و نه هیچ چیزه دیگه.

فقط تنهام نزار.

همین.

 

 

+ تاريخ پنجشنبه 1387/04/27ساعت 23:7 نويسنده الفبای عشق |

خداحافظ براي تو چه آسان بود
ولي قلب من از اين واژه لرزان بود

خداحافظ براي تو رهايي داشت
براي من غم تلخ جدايي داشت

خداحافظ طلوع من غروب من
خداحافظ تو اي محبوب خوب من

سلام تو طلوع پاک شبنم بود
غروب ظلمت تاريکي وغم بود

سلام تو شروع آشناييها
نويد مهرباني ها زمان همزباني ها

دريغ از قطره هاي اشک سوزانم که از بيداد تو بر رخ چکيده
خزان زندگي آمد دل افسرده بعد از تو بهاري را نديده

خداحافظ
خداحافظ
خداحافظ

+ تاريخ چهارشنبه 1387/04/26ساعت 15:39 نويسنده الفبای عشق |

دلگير دلگيرم از او

از او و آيينه هايش


آن خود پسندي که دل را

خون مي کند ادعايش


او سر به بالا و مغرور

غافل از اينکه هميشه


مردي علارغم مردي

افتاده بر دست و پايش


از خير عشقش گذشتم

ماندن برايم عذاب است


وقتي که فرقي ندارد

بود و نبودم برايش


احساس تلخي ندارم

هر چند وقت وداع است


شايد که شيرين شود عشق

در آخرين لحظه هايش

+ تاريخ سه شنبه 1387/04/25ساعت 12:59 نويسنده الفبای عشق |

الهي سقف آرزوت خراب بشه روي سرت
بياي ببيني که همه حلقه زدن دور و برت
الهي که روز وصال طوفان شه از سمت شمال
هيچي از اون روز نمونه به جز گلاي پرپرش


قسم ميخوردي با مني قسم ميخوردي به خدا
خدا الهي بزنه تو کمرت تو کمرت
من اهل نفرين نبودم چه برسه که تو باشي
بياد الهي خبرت بياد الهي خبرت ....


عمرت الهي کم نشه اما پر از غصه باشه
زجرايي که به من دادي بکشي تا آخرش
الهي که يه روز خوش از تو گلوت پايين نره
رسواي عالمت کنن اون چشماي در به درت


قسم ميخوردي با مني قسم ميخوردي به خدا
خدا الهي بزنه تو کمرت تو کمرت


من اهل نفرين نبودم چه برسه که تو باشي
بياد الهي خبرت بياد الهي خبرت...


ميخوام بدونم قده من عاشقته ؟ دوست داره؟
اين که رها کردي منو مي ارزه به درد سرش؟
هر چي بدي کردي به من الهي اون با تو کنه
ببيني ديگري به جات رفته شده همسفرش

-------------------------   

+ تاريخ دوشنبه 1387/04/24ساعت 19:6 نويسنده الفبای عشق |

روزهای خیلی طلایی . یادته

روز ترس از جدایی . یادته

شعرهای کتاب درسی . یادته

یادته گفتی میترسی . یادته

عکسمون تو قاب عکس . یادته

بله بدون مکث و . یادته

دستمون تو دست هم بود . بادته

غصه هامون کم کم بود . یادته

چشم نازت مال من بود . یادته

دیدن من قدغن بود . یادته

روزگار قهر و آشتی . یادته

هیج کس و جز من نداشتی . یادته

رویاهای آسمونی . یادته

قول دادی پیشم بمونی . یادته

روزهای بی غم و غصه . یادته

ببینم اول قصه . یادته

خبر خوش کلاغ . یادته

دست گرمت تو زمستون . یادته

شونه ی من زیر بارون . یادته

واسه ی خنده اجازه . یادته

اونا که میگفتی رازه . یادته

یادته فال های حافظ تو حیاط . یادته

گل سرخارو نچیدیم . یادته

یه روزی هم و ندیدیم . یادته

شرطامون سر صداقت . یادته

تو . تو مجازات خیانت . یادته

پنهونی سر قرارا . یادته

گوش ندادیم به نصیحت . یادته

گشتن دنبال فرصت . یادته

دستت و میخوام بگیرم . یادته

راستی تو . بی تو میمیرم . یادته

دونه دادن به کبوتر . یادته

خاطرات توی دفتر . یادته

فال با نیت رسیدن . یادته

طعم قهوه رو چشیدن . یادته

واسه فال قهوه رو خوردن . یادته

روزی صدبار بی تو مردن . یادته

زیر اون درخت گیلاس . یادته

با دو تا شاخه گل یاس . یادته

یادته . گفتن راز به قاصدک

فکر بودن توی قایق . یادته

تو به من گفتی شقایق . یادته

بیش هم بودیم نذاشتن . یادته

اونا ما رو دوست نداشتن . یادته

نامه ی بدون امضا . یادته

اسم مستعار رویا . یادته

طرح اون انگشتر من . یادته

باسخ مختصر من . یادته

چیزی خواستیم از خدامون . یادته

مستجاب نشد دعامون . یادته

چشمون زدن حسودا . یادته

چشامون شد مثل رودا . یادته

گفتی ما باید جدا شیم . یادته

گفتی باید بی وفا شیم . یادته

یدفعه ازم بریدی . یادته

خط رو اسم من کشیدی . یادته

گفتی عشق تو هوس بود . یادته

گفتی خوب بود ولی بس بود . یادته

حلقه من دست تو دیدم . یادته

کلی سرزنش شنیدم . یادته

چشم من به چشمت افتاد . یادته

کاری که دست دلم داد . یادته

حالا امدم همونجا وایسادم

که تقاضای تو رو جواب دادم

در اوردم از دستم انگشتر

جا گذاشتمش همونجا دفتر و

اما قول دادم به قلبم و خدا

دیگه دل ندم به عشق آدما

حیف شعری که نوشتم . یادته

شعر من بده ولی زیادته

شعر من بده ولی زیادته

+ تاريخ یکشنبه 1387/04/23ساعت 18:7 نويسنده الفبای عشق |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس