|
پس از مرگم بيا زيبا نگارم بيا با جمع دوستان بر مزارم سرت خم کن ببوس سنگ مزارم که من در زيره خاک چشم |
افسوس واسه تو ای دل ساده 
که هر کسی واست عقده ای فرستاده
***
هر کی که اومد جلوت گفت دلسوزه توئه
حالا میبینی که باعث غم امروزه توئه
تو می خواستی زیر پرچم هیچکس نری
به هر سیاست پستی تو نیشخند زدی
نگاه ها رو صدای تو شدند بیشتر شدید
ولی جوری که هستی تو رو هیچ کس ندید
***
تیغو بکش فکر نکنم خونت از رگ بیاد
وقتی حتی مادرت هم ازت مدرک میخواد
دیگه خوشی ها رو تو زندگیت تصور کن
فقط یادت میدن که به خدا توکل کن
مردم میخوان باری که رو دوش هست بردارند
پس تو رو طرد میکنند خوب حق هم دارند
تو یه جوونی احمقی و عشق رپ داری
به بالا سری هات هم خیلی رشوه کم دادی
***
تو زندگی عادی رو دوست نداشتی
هر ثانیت شب بوده روز نداشتی
ولی تو هنرت موند.باز هم دوومت
توی مملکتی که نمایش ساز هم حرومه
آره کسی واسه تو قدمی بر نمیداره
ولی کسی تو مشکلاتت کم نمیذاره
باید جای اینکه درد اون که هست بی تو حس کنی
بشینی و دونه های تسبیحت رو بشماری
***
افسوس واسه تو ای دل ساده که حتی تک تک خنده هات هم گله داره
افسوس واسه تو ای دل ساده که چشم های تو هر لحظه ای گریه داره
افسوس واسه تو ای دل ساده که هر کسی واست عقده ای فرستاده
افسوس واسه تو ای دل ساده که تو هفت تا آسمون نداری یک ستاره
افسوس واسه تو ای دل ساده که حتی تک تک خنده هات هم گله داره
***
من خوب میفهمم خوب از غم ظاهرت
که حتی شک داری به مریم باکره
داری پیشه خودت میگی که این بی راه نمیگه
حتی تصویره زندگیت هم سیاه سفیده
تو میخواستی که عمرت رو هرز پس ندی
ولی فقط ورق های تقویمت رو خط زدی
وقتی دیگه بیدار شدی خوابت سخته
حتی گریه کردنت هم یادت رفته
مثله هفتاد میلیون احمقه دیگه
حتی شعار های قشنگت هم خامت کرده
***
تو هم یه جوونی پیر تر از ننه بابات
که پر از عقده شده از سرت تا پات
این پنج تا انگشت واسه مشته گره کن
حتی نمیتونی راحت باشی پشت تلفن
اینکه شهرم تو ظلمته عیب از منه؟
لابد اینم سنت پیغمبره
چیه غیر قابل هضمه حرفام یه کم؟
منتظری حقیقت رو توی اخبار بگن؟
ببین جوونایی که جای تیغ رو دستشون
اوونایی که لبخندی نیست تو حرفشون
این دل من بود فهمیدی حرفش رو؟
بیخیال دونه های تسبیح چند تا شد؟
افسوس...افسوس
![]()
کاش در کتاب قطور زندگی ، سطری باشیم ماندنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی...
![]()
![]()
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟ برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست...
![]()
![]()
![]()
چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غمهایم بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهایم....
![]()
![]()
![]()
![]()
همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن. قطره قطره می چکم از چشم خود پاکم مکن...
می تونم آدمهای دوروبرم رو با یک نگاه بشناسم. ولی چه فایده که نمی تونم جلوی خواسته های آنها بایستم و با تمام وجود به درخواستشون جواب منفی بدم و بگم نه.محکم و استوار.
اگر می تونستم العان حال و روزم این نبود. اگر این همه با مردم رودربایستی نداشتم زندگی برام طعم دیگه ای داشت. دلم از دنیا پره. دلم از مردم دنیا پره.ای کاش می تونستم به این زندگی خاتمه بدم.
مطمئنم روزی که از دنیا میرم بر عکس روزی که به دنیا اومدم و گریه می کردم می خندم. خدارو شکر میکنم. سخت از کارهایی که کردم پشیمونم.کاش می تونستم یک باره دیگه به دنیا بیام. تا تمام اشتباهاتی رو که کردم از صفحه زندگیم پاک می کردم و دنیایی واسه خودم می ساختم که دوست داشتم.
اگر یک باره دیگه متولد میشدم اسم و عشق هیچ کس رو وارده ورقه زندگیم نمی کردم. اصلا قلمی درست نمی کردم که بخوام با اون اسامی نامردها رو بنویسم. همه به من بد کردن چون قلبی ساده دارم.چون نخواستم قلب کسی رو بشکنم. چون نخواستم به کسی جواب منفی بدم. ولی چرا زندگی من اینجوره! آخه خدای مهربونم گناه من چی بود که محکوم به این زندگی شدم؟
تو که خودت شاهده لحظه به لحظه زندگی من بودی. پس چرا اینطور شد؟ چرا فکره اون چیزی رو که نمی کردم برام اتفاق افتاد؟
خدا اسم و روح و جان و جسم من رو از روی زمین پاک کن. آخه برای چی زندم. به امیده کی؟
خدایا فقط تویی که از درون قلب من خبر داری. فقط تویی که می دونی پشت این چهره خندان من چه گریه هایی خوابیده چه غمی پنهان. خدایا خودت کمکم کن. من گناهکارم من رو ببخش و بهم امیدی تازه ببخش تا برای زندگی کردن نوری داشته باشم.
فقط بهم کمک کن پدره آسمانیم.