تبليغاتX
چشم انتظار

پس از مرگم بيا زيبا نگارم بيا با جمع دوستان بر مزارم سرت خم کن ببوس سنگ مزارم که من در زيره خاک چشم

بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

این چند روز خیلی به فکرتم. نمیدونم کجایی؟

دو روزی که خوابت رو میبینم!

دفعه اول که تو خواب دیدمت ناراحت بودی نمیدونم شاید از حرفی که بهم زدی ناراحت بودی یا هم نه من کاری کرده بودم که ازم دلخور بودی. داشتی با من حرف میزدی ولی صدات رو نمیشنیدم.نمی دونستم داری چی میگی.فقط لبات تکون میخورد.

دفعه دوم هم تو رو تو کلیسا دیدم.تو حالت رازو نیاز بودی.

نمی دونم شاید این روزها بعد از گذشته ۷ ماه زیادی بهت فکر میکنم.شاید مقصر خودم هستم که تو خواب هم دست از سرم بر نمیداری.

من که مثل یه کوه مثل یه سنگ دوریت رو قبول کردم.من که تمام حرفایی که زدی و قلبم رو شکستی با جون دل پذیرفتم ناراحت شدم ولی بهت نگفتم تا ناراحت نشی. من که تمام لحظه های زندگیم رو در اختیار تو گذاشته بودم. من که با تمام بدی ها و خوبی های تو ساختم.من که تمام نداری های تو رو تمام شرایط زندگیت رو قبول کردم. به خاطره تو حرفایی شنیدم که دلم رنجید. پس چرا باید بازم به فکرت باشم.

چرا با تمام بدیهایی که بهم کردی بازم باید خوابت رو ببینم.لحظه به لحظه زندگیم چرا باید به یاد تو بگذره.چرا نمی تونم از فکرت بیام بیرون فراموشت کنم.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

تو چی میدونی؟ از حال و روزه من خبر نداری گناهی نداری چون تمام کسایی که کنارم هستم هم از حال و روزه من خبر ندارن چه برسه به تو که یه شبه تمام زندگی منو داغون کردی.

منو زیرو رو کردی.تو که روزه عشق رو برام روزه وداع کردی.شبی که تمام آرزوهای من دفن شد زیره خاک.شبی که غرورم رو شکستم و اشکام رو جلوی چشم پدرم سرازیر کردم.

تا حالا کسی اشک منو ندیده بود برای تمام کسایی که کنارم هستن من یه کوه بودم.سنگ صبور بودم.

باعث شدی کناره قدیمی ترین دوستم بشینم اشک بریزم تا با تعجب بهم نگاه کنه و بگه تو مدت ۱۴ سال دوستی ندیده بودم به خاطره کسی گریه کنی. این آدم با تو چیکار کرده.

من براش دل خوش بودم.چون همیشه بهش میگفتم این دنیا ارزش نداره بشینی به خاطره نامردی کسی گریه کنیخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir ولی حالا خودم کم آورده بودم. خودم جای اون رو گرفته بودم.خودم زده بودم زیره حرفم.

من که نه از درد مینالیدم نه از دوری کسی گریه میکردم ولی حالا شدم یه موجوده ضعیف.تمام تواناییم از بین رفته.دیگه آدم سابق نیستم.با کوچکترین درد مینالم.از دوری کسی دلم میگیره و میشینم اشک میریزم.

هر وقت میرم فرحزاد تک تک ثانیه های با تو بودن رو مرور میکنم.به یه نقطه خیره میشم و یاد شبای زیبای با هم بودن میوفتم.آخ که تو چه کردی با من.! چرا از العان که یواش یواش داره فصل زمستون میرسه من نگران تو هستم. نگران همون روزایی که تو سرما تو میرفتی سره کار و بهم زنگ میزدی میگفتی دارم از پا میوفتم از بس که هوا سرده........آخه کدوم یکی از این خاطرات رو من بنویسم.

خدایا چرا هیچ کس ازم نمی پرسه چه زود تو همه چیز رو فراموش کردی.چرا ازم کسی نمیپرسه چرا اینقدر بی احساسی. چرا خدایا؟دلم میخواد کسی بشینه کنارم این چند جمله رو ازم بپرسه تا مثل یه بمب منفجر بشم.تمام اشکایی که تو این ۷ ماه تو خودم ریختم رو بریزم بیرون.چرا اینقدر من تنها شدم.چرا منو محکوم کردی به اینکه شادیهام رو تقسیم کنم ولی با غم و غصه هام تنها بمونم.

تا کی باید به یاد اون باشم.از اون بنویسم.تا کی باید منتظره تماسش باشم.هر وقت صدای زنگ تلفن میاد فکر میکنم اونه.ولی بعد یادم میاد که همه چیز تموم شده.تمام اون صبح بخیرا تمام اون شب بخیرا.تمام دوستت دارم های الکی همه همه تموم شده.

میخوام این غروره لعنتی رو بشکنم میخوام فریاد بزنم میخوام به همه بگم : با تمام بی معرفتی هات با تمام نامردیهات بازم دلم برات تنگ شده.اونقدر دلم برات تنگ شده که دارم تمام چیزایی که بهم یادگاری داده بودی رو به این و اون میبخشم. تا چشمم بهشون نیوفته.تا یادم نیاد هر کدوم  ازاین وسایل رو کی و کجا و چطور بهم هدیه دادی.هدیه آخرت رو که روزه ولنتاین بهم دادی تا حالا ندیدمش.همونطور که دادی همونطور هم جایی گذاشتم تا خودم یادم نیاد کجاست و یاد بی معرفتیت نیوفتم.

وقتی یادم میاد تو چه شرایطی منو تنها گذاشتی از دستت دلخور میشم.یاد روزایی میوفتم که مادرت تو بیمارستان بود و من با وجود تمام حرفایی که میشنیدم بازم میومدم کنارت تا اونجا تنها نباشی.

ولی تو تو بدترین موقعیت منو با یه دنیا غم تنها گذاشتی.دلم میخواست وقتی مادرم رو برده بودن اتاق عمل کنارم باشی یا حداقل صدات رو میشنیدم.تا کمی آروم بگیرم ولی دریغ از یه تماس .

بهم میگفتی درست رو بخون کاری نکن که جداییمون باعث بشه امتحانت رو بد بدی. ولی خدای بزرگ اونقدر بهم کمک کرد تا تونستم هم تو بیمارستان تو بدترین شرایط خودم رو کنترل کنم هم بدون اینکه لای جزوه ها رو باز کنم بتونم امتحانم رو بهتر از هر امتحانی بدم.

و من شاکر این نعمتهای خدا هستم. بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

فقط صادقانه میگم دلم برات تنگ شده.............خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

                بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

+ تاريخ یکشنبه 1387/07/14ساعت 2:39 نويسنده الفبای عشق |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس